عاشق کسی باش که لایق عشق باشد نه تشنه ی عشق...
اری... گاهی اوقات عاشق می شویم و طوری عشق می ورزیم که گویا معشوق پاره ای از تنمان شده و هر لحظه او را به خودمان نزدیکتر می بینیم به طوری که همه اینده خود را در وجود او خلاصه کرده و حتی گاهی اوقات زندگی بدون او را بدتر از جهنم می بینیم و گاهی اقات دلمان انقدر برایش تنگ می شود که می خواهیم او را از رویاهایمان بیرون کشیده و در دنیای واقعی در اغوش گرفته و به اندازه تمام عمر گریه کنیم.. عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ... من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ... شر م دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام گفتمش دل می خری پرسید چند؟ گفتمش دل مال توست تنها بخند خنده کرد و دل زدستانم ربود تا به خود باز امدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود اگه یه روز رفتی و دیگه بر نگشتی بهت قول نمیدم که منتظرت بمونم اما از تو میخوام وقتی اومدی یه شاخه گل روی قبرم بزاری. تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست... تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ... تنهایی را دوست دارم ... زیرا در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد ... شاید در سکوتی یا شاید در شبی سرد و بارانی . بگذار کسی نداند که هنوز دوستش دارم ... عشق اگه من تاحالا زنده موندم ،فقط عشق به توست اگه لذتی از زندگیم می برم ، فقط عشق به توست زندگی من فقط به این عشق بستگی داره ، اگه نباشه زندگیم تباهه زندگی من فدای اون یه نگاه عاشقانه تو اگه یه روز احساس کنم عشقم به تو کم شده ، مطمئن باش دیگه منو نمی بینی اگه عشق برات معنی بشه منو بهتر درک میکنی جوانه عشق من اونوقت شکوفا میشه که با من باشی پس به امید آن روز عاشقانه که با هم باشی شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تو رو ببينه به خدا التماس مي كنه شايد يه كسي به محض ديدن تودستش يخ مي زنه وتپش قلبش مرتب تند مي شه مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطرتو توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اون رو نمي بيني!!! بي تو مهتاب شبي بازاز ان كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم ان عاشق ديوانه كه بودم باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد يادم امد كه شبي با هم از ان كوچه گذشتيم پر گشوديم و در ان خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب ان جوي نشستيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت منهمه محو تماشاي نگاهت اسمان صاف و شب ارام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ريخته دراب شاخه دست براورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به اواز شباهنگ يادم امد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن لحظه اي چند بر اين اب نظر كن اب ايينه عشق گذران است تو كه امروزنگاهت به نگاهي نگران است باش فردا كه دلت با دگران است تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن با تو گفتم حذر از عشق؟ندانم سفراز پيش تو؟ هرگز نتوانم روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد چون كبوتر لب بام تونشستم تو به من سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم باز گفتم كه توصيادي و من اهوي دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم اشكي از شاخه فرو ريخت مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت اشك در چشم تو لرزيد ماه بر عشق تو خنديد يادم ايد كه دگر از توجوابي نشنيدم پاي در دامن اندوه كشيدم نگسستم نرميدم رفت در ظلمت غم ان شب و شبهاي دگر هم نگرفتي دگر از عاشق ازرده خبرهم نه كني ديگر از ان كوچه گذر هم بي تو اما به چه حالی ازان گوچه گذشتم ديروز به ديدنم آمدي .با يک دسته گل رز و يک نگاه مهربان. همان نگاهي که من آرزويش را داشتم و تو از من دريغ مي کردي .گريه کردي و گفتي دلت برايم تنگ شده و من فقط نگاهت کردم .وقتي رفتي اشکهايت سنگ قبرم را خيس کرده بود بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيله اشکي که فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي اون متن هاي تسليت که فردا برايم مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نياز دارم نه فردا
چشم وقتي زيباست كه پر از اشك باشه اشك وقتي زيباست كه براي عشق باشه عشق وقتي زيباست كه واسه تو باشه تو وقتي زيبايي كه واسه من باشي انگار نام تورا در زير لبم زمزمه كردم كه لبم سوخت ولي نام تورا توبه نكردم گفتم بوسه اي بده تا توبه كنم تا دگر از اين خطا ها نكنم بوسه اي دادي چو لبت از لب من برخواست توبه كردم كه دگر توبه ي بي جا نكنم چرا غم هاي اين دنيا نمي دانند كه من غمگين ترين غمگين اين دنيام بيا اي دوست با من باش كه من تنها ترين تنهاي دنيايم وقتی چشات هوای گریه داره نذار دل عاشق من تو حسرتت بمیره وقتی کسی نيست که به دادت برسه پس داد نزن، سکوت کن، شايد از سکوتت همه بفهمن که چه قدر درد و رنج توي وجودت انباشته شده، فرياد دردت رو دوا نميکنه، اما سکوت شايد نتونه دردتو از بين ببره اما ميتونه خيلی راحت تو را از اين دنياي مسخره نجات بده ... گاهی ساعتها دلم ميخواهد ساکت باشم پشت اين ميز بنشينم و به همه چيز فکر کنم و هيچ کسی به سراغم نيايد .اما نميشود. گاهی سکوت ميخواهی که نيست و گاهی هيجان !!! چه بايد کرد ؟؟ و تو که این روزها روزه سکوت گرفته ای !!!!چرا؟؟؟؟؟ همیه وقتی منو یادت رفت این جمله را ب خود تکرار کن كسي كه با هاش مي خندي از يادت ميره اما كسي كه باهاش طريه مي كني محاله از يادت بره... شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تو رو ببينه به خدا التماس مي كنه شايى يه كسي به محض ديدن توىستش يخ مي زنه وتذش قلبش مرتب تنى مي شه مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطرتو توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اون رو نمي بيني!!! اگه من تاحالا زنده موندم ،فقط عشق به توست اگه لذتی از زندگیم می برم ، فقط عشق به توست زندگی من فقط به این عشق بستگی داره ، اگه نباشه زندگیم تباهه زندگی من فدای اون یه نگاه عاشقانه تو اگه یه روز احساس کنم عشقم به تو کم شده ، مطمئن باش دیگه منو نمی بینی اگه عشق برات معنی بشه منو بهتر درک میکنی جوانه عشق من اونوقت شکوفا میشه که با من باشی پس به امید آن روز عاشقانه که با هم باشیم هرگزفراموش نمي كنم سخناني را كه ازچشمان تو شنيدم مي گويند چشمها دروغ نمي گويند اما من شيرين ترين دروغ ها را از چشمان تو شنيدم ان هنگام كه مي گفتند دوستت دارم تو نبودي و من با عشق نا آشنا بودم.... تو نبودي و در نهان جان دلم جايت خالي بود...... تو نبودي و باز به تو وفادار بودم...... تو نبودي و جز تو هيچ كس را به حريم قلبم راه ندادم...... و تو امدی از دوردستها..... بدان كه تا ابد نام تو بر قلبم حك شده....... بدان كه عشقمان هميشه پاك خواهد ماند............. به وفايم ايمان داشته باش.............. تا به تو نشان دهم معني واقعي واژه عشق را گفت به خاطر کی زنده ای؟ با اینکه دلم میخواست با تمام وجودم داد بزنم و بگم به خاطر تو بهش گفتم به خاطر هیچکس گفت به خاطر چی زنده ای؟ با اینکه دلم فریاد میزد به خاطر تو با یک بغض غمگین گفتم:به خاطر هیچ چیز ازش پرسیدم تو به خاطر چه زنده ای؟ در حالیکه اشک تو چشماش جمع شده بود گفت به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است كاش ميشد هيچ كس تنها نبود كاش ميشد ديدنت رويا نبود گفته بودي با تو ميمانم ولي رفتي وگفتي كه اينجا جا نبود من دعا كردم براي بازگشتت دستهاي تو ولي بالا نبود باز گفتي كه فردا ميرسد كاش روز ديدنت فردا نبود
فرق من و تو: گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم ، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو مي رسد روزي كه بي من روزها را سر كني اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته... بدترين درد اين نيست كه.......................... عشقت بميره بدترين درد اين نيست كه.........به اوني كه دوستش داري نرسي بدترين درد اين نيست كه....................عشقت بهت نارو بزنه بدترين درد اينه که.........يكي رو دوست داشته باشي و اون ندونه وقتي تــــو بــــودي ، ســــكـوت آنــچنان زيبـــا بــود ، كه مي شد خــوشه هاي محبت را از خيال نام تو چيـد! وقتي تــــو بــــودي ، بــاور بــا تـــو بودن ، تنها به خوابي مي ماند كه با نسيم صبحگاهي از آسمان خيالم به فراموشي سپرده مي شد! ولي وقتي بــروي شايد باور بــي تـــو بودن ، نگاه سرد مرا به مهرباني يك دوســت بيشتر آشـــنا كــند. من فقط یک بار خواب پروانه را دیدم همان شب که تومیان راه دستهایم را رها کردی چقدر دلتنگم برای اه های پیاپی اه خداي باكي ها به تعداد قطرات بارون که می تونی تو مشت بگیری منو دوست داشته باش و به تعدادی که نمی تونی بگیری من تو رو دوست دارم شب حوصله میسوزد وقتی که تودر خوابی ظلمت همه دنیاست وقتی تونمی خوابی تندیسه تنهایی در خوابی و زیبایی مهتابی و برپیکر دوری و همین جایی در خانه ی ظلمت پوش من فقط یک بار خواب پروانه را دیدم همان شب که تومیان راه دستهایم را رها کردی چقدر دلتنگم برای اه های پیاپی اه خدای پاکی ها هر وقت دل کسي رو شکوندي يه ميخ به ديوار بکوب هر وقت دلشو بدست آوردي ميخ رو از رو ديوار بکن ولي مي بيني هميشه جاي ميخ روي ديوار ميمونه پرسید عشق چیست؟ گفتم اتش. گفت مگر ان را دیدی. گفتم نه در ان سوختم!!! هیچکی از رفتن من غصه نخورد هیچکی با موندن من شاد نشد وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ ادمی فریاد نشد وقتی رفتم کسی غصش نگرفت وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد دل من می خواست تلافی بکنه پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد وقتی رفتم نه که بارون نگرفت هوا صاف و خیلی ام افتابی بود اگه شب می رفتم و خورشید نبود هوا رو خوب میدونم مهتابی بود دم رفتن کسی گفت سفر بخیر که واسم غریب و نا شناخته بود اما اون وقتی رسید که قلب من همه ی ارزوهاشو باخته بود چهره ی هیچکسی پزمرده نبود گل ها اما همه پزمرده بودن کسایی که واسشون مهم بودن همه شاید یه جوری مرده بودن می گویند شیشه ها احساس ندارند اما وقتی روی شیشه بخاری گرفته ای نوشتم دوستت دارم ارام گریست... اگه تو این دنیا قرار بود جای چیزی باشم دوست داشتم جای اشک باشم تو چشمات متولد شم رو پلگت جون بگیرم رو صورتت جاری شم و رو لبت بمیرم
به دریا گفتم دوستت دارم ایستاد. به ماه گفتم دوست دارم افتاد. به شیشه گفتم دوستت دارم شکست به اتش گفتم دوستت دارم خاموش شد. · به باد گفتم دوستت دارم ایستاد . · به پرنده گفتم دوستت دارم افتاد. · حال این کلمه را بر تو تکرار می کنم پس مراقب و هوای خود را داشته باش يه روز تو رو توي جهنم مي بينمت تو به جرم اينکه قلب منو دزديدي منم به خاطر اينکه خدا رو ول کردم تو رو پرستيدم برای آخرین بار خدا کنه بباره تو این شب کویری یه قطره از ستاره همیشه بودی و من تو رو ندیدم انگار بگو ، بگو که هستی ، برای آخرین بار قلبم بی تو می ترسه تاریکه چه لحظه ها که بی تو یکی یکی گذشتن عمرمو بردن امّا یه لحظه بر نگشتن منو به گریه نسپار حالا که با تو هستم برای اوّلین بار برای آخرین بار مي خواهم و مي خواستمت ، تا نفسم بود . مي سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود . عشق تو بسم بود ، که اين شعله ي بيدار روشنگر شب هاي بلند قفسم بود. آن بخت گريزنده دمي آمد و بگذشت . غم بود ، که پيوسته نفس در نفسم بود . دست من و آغوش تو ، هيهات ، که يک عمر تنها نفسي با تو نشستن هوسم بود . بالله ، که بجز ياد تو ، گر هيچ کسم هست حاشا ، که بجز عشق تو ، گر هيچ کسم بود . سيماي مسيحائي اندوه تو ، اي عشق در غربت اين مهلکه فريادرسم بود . لب بسته و پر سوخته ، از کوي تو رفتم رفتم ، به خدا گر هوسم بود ، بسم بود عاشق شدم كاش ندونه دست دلم رو نخونه اگه بدونه ميدونم ديگه با من نمي مونه اون كه پيشش دل من گيره اگر بدونه ميزاره ميره اگه بدونه ديوونم كرده ميره و ديگه بر نميگرده عاشق شدم كاش ندونه دست دلم رو نخونه اگه بدونه مي دونم ديكه با من نميمونه عاشق شدم دلواپسم گرفته راه نفسم دلهره دارم كه بهش ميرسم يا نميرسم چشماي اون سر به سرم مي زاره دست از سر من بر نميداره داره بلا سرم مياره اما خودش خبر نداره دستم اگر كه رو بشه دلم بي آبرو بشه راز مگو بگو بشه ..عاشق شدم كاش ندونه... تورا با هستي خود با وجودم عاشقم با خون خود با تاروپودم گفت بین منو زندگیت کدام را انتخاب می کنی گفتم زندگیم او هم گذاشت و رفت در حالیکه نمی دانست همه ی زندگی من اوست . ![]()
![]()
![]()

![]()
![]()

غم تو دلم قد یه سبزه زاره
نمی تونم غم تو رو ببینم
شادی برام گل توی شوره زاره
بیا بریم به شهر آشنایی
پا بذاریم رو حسرت جدایی
ما نباید مثل دو تا غریبه
باز بخونیم آواز بی وفایی
نذار دل عاشق من تو حسرتت بمیره
بیا که مرغ آرزو دوباره جون بگیره
وقتی چشات هوای خنده داره
بارون شادی رو دلم می باره
کبوتر سفید مهربونی
پر میکشه غصه رو جا میذاره
بیا که مرغ آرزو دوباره جون بگیره![]()

![]()
![]()

ازسرزمین عشق.....
تو مرا با عشق آشنا كردی.....
با تو تا عرش دوست داشتن سفر كردم.......
تو مفهوم عاشق بودن را به من آموختي..........
با تو كامل شدم.......
با تو بزرگ شدم......
با تو الفباي عشق را اموختم.......
نداي قلب عاشقم را به گوش همه رساندم.....
به تو و كلبه عاشقمان باليدم.......
تو نيمه گمشده ام شدی.......
حال كه اينچنين شيفته توام باش تا در كنارت آرامش بيابم...
حتي براي لحظه اي از من جدا نشو.....
بدون تو دستم سرد است........
بدون تو آغوشم تهي و لبريز درد است
به حرمت عشقمان...
به حرمت لحظات زيبايمان..........
مرو كه بي تو من هیچم......
بمان با من.....


![]()


مي رسد كه مرگ عشق را باور كني
مي رسد روزي كه تنها در كنار عكس من
نامه هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني

![]()



![]()




![]()






![]()

وقتی دوری ، تنهاییم نزدیکه
تو چشم من نگاه کن
![]()
من
من تورا با لحظه هاي انتظارم عاشقم با اين نگاه بيقرارم
من تورا همچون پرستو ياسمنها نسترنها
من تورا با آنچه هستي دوست دارم ميپرستم![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |




